خرید بک لینک

هنوزم راه برگشتن به روز روشنو دارم,

حرف های نانوشته شده

اگه از این شب تاریک یه جوری دست وردارم,

هنوزم رد پای من تو برفای زمستونه,

شاید بازم امیدی هست که برگردم به اون خونه...

یه راهی پیش روم وا کن دوباره فکر اغازم,

میخوام پیروز شم این بار به این دشمن نمیبازم,

از این دوری, از این زندون, از این زنجیر بیزارم,

چه کاری با خودم کردم, چرا سر درنمیارم.

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 7:30

صفحه بندی